متنی یادگاری برای خودم... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 6:48
مدتی بود هیچی از خودم ننوشتم.. متاسفانه بچه ای که قرار بود به دنیا بیاد از بین رفت , ولی الان دوباره یه بنیامین کوچولوی دیگه خدا برام اعطا کرده و تو شکم مامانشه , الان تو 4ماهه, همه چیزش کامل شده و من دیوانه وار و بیصبرانه منتظر دیدنشم... با اینکه هنوز ندیدمش ولی حسش میکنم تو بیداری و خواب... برای س...